هوالجمیل
کودکی خردسال بودم با یک خودکار روی کاغذ خطهای در هم و برهمی کشیدم و به پدر نشان دادم پدر لبخندی زد ومیان آن خطهای شلوغ آدمکی را به من نشان داد و کارم را ستود آدمکی که خودم هم از کشیدنش بی خبر بودم اما لبخند پدر کار خودش را کرد و دیگر از دست پسر قلم وقلمو نیفتاد و به تقلید از کار نقاش بزرگ عالم خداوند زیبایی آفرین پرداخت .
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
برچسب:
نویسنده: آراد نیکفر
تاريخ: يکشنبه
8 بهمن
1396 ساعت: 23:24